النا ی شیطونالنا ی شیطون، تا این لحظه: 21 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره
اجی مهرنازماجی مهرنازم، تا این لحظه: 23 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره
اجی رزیییییاجی رزییییی، تا این لحظه: 22 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
وبلاگ جونموبلاگ جونم، تا این لحظه: 6 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

خاطرات الی

خیابان زمستان...کوچه اسفند...پلاک4

یلدای من

1398/10/1 18:15
157 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوستان خوبین خوشین سلامتین🙂

اولا روز اول دی رو بهتون تبریک میگم همچنین ب خودمم تبریک میگم چون کم کم تولدم داره نزدیک میشه🤩

از دیروز تا حالا نتم خرابه نتونستم از دیشب براتون تعریف کنم😔ولی الان میگم

خب دیشب ب مناسبت شب یلدا با خانواده محترم رفتیم خونه بزرگ فامیل یعنی پدربزرگ اینا🙂

ماشالله ماشالله چشم نخوریم همه بودم اقوام دور اقوام نزدیک همه کله خانواده البته با فاکتور گرفتن اجداد😂

بگذریم...

از شام بهتون نگم ک عین چی داشتم انگشتامم میخوردم دلتون نخاد مادربزرگم مرغ شکم پر با ماهی شکم پر درست کرده بود و خیلیم خوشمزه بود😋

از تزئینات سفره بهتون نگم که عالی بود البته با فاکتور گرفتن شیطنتای پسر عمم.هرچی میچیدیم اون برمیداشت میبرد تو اتاقش😐

بالاخره راضیش کردیم که از کارش بیخیال بشه😊

بجاش اومد رو سفره نشست با زبون بی زبونی بهم میگفت وسایلو کجا بزارم😪

بیخی بچس چیزی نگم بهتره...با کلی دستورات ایشون سفره رو چیدم بعدش عمم کیک یلدایی ک درست کرده بودو گذاشت جلو بچش🙄انگار منو بقیه ادم نبودیم😢کیکش خوشگل بود ولی وقت نشد عکس بگیرم بزارم شرمنده😉

بزور ازش عکس گرفتیم بعدش عین چی حمله کردن به خوراکی ها باورتون نمیشه ولی بشقاب پسرعمه بزرگمو نگاه کردم همه چی بود از کولوچه گرفته تا بزرگترینش که قاچه هندونه بود🍉

دیگه خودتون بفهمین بینشون چیا بود🤣

ولی جاتون خالی شبه عالیی بود امیدوارم واسه شمام عالی بوده باشه😘

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به خاطرات الی می باشد